تبليغاتX
.:... 4 دیــــواری .:....
.:... 4 دیــــواری .:....
فرهنگی . اجتماعی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1389/06/05
این روزها

 احساس می کنم آدم برفی ام

داغم نکن ...



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 1389/04/31
دستهایم مال تو

بودنت را به من قرض می دهی ؟



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1389/03/07
دل من از این نسوخت که قصه مون به سر رسید ؛

از این سوخت که

چرا این کلاغ بیچاره ... به خونش نرسید ؟

چرا ؟؟




ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : سه شنبه 1389/02/07
امپراتور یونان به کوروش کبیر گفت:

مابرای شرف میجنگیم وشما برای ثروت.

کوروش گفت هرکس برای نداشته هایش میجنگد.



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : شنبه 1388/08/23
بگذار به چشم تو بدهکار بمانم

شاید که مرا جلب کند ناز نگاهت



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1388/07/10

من مست مهر آن مه فرزانه ام هنوز

از من حذر کنید که دیوانه ام  هنوز

آبم ز سر گذشت و به گرداب اشک شوق

در جستجوی گوهر یکدانه ام هنوز

 در غم درگذشت  پدر بزرگم



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : شنبه 1388/05/24
بیا!
این تکه سنگ
سهم تو از آن انفجار بزرگ
خدایی بتراش
در خور پرستش
شاید این‌بار،
رستگار شدیم............

Big Bang *مريم ملك‌دار

* بر طبق نظريه‌ی رايجی که انفجار بزرگ (Big Bang) ناميده می‌‌شود، جهان از يک انفجار کيهانی بين پانزده تا بيست ميليارد سال قبل به وجود آمده است.



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1388/03/08

  اهل دل را دو خصلت باشد :

دل سخن پذير ، سخن دل پذير



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/11/11
چرا ازدواج کردی ؟

 آخه میگن تا ازدواج نکنی به هیچ جا نمیرسی !



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : سه شنبه 1387/09/19

عشق فوران می کند چون آتش فشان

دوست داشت جاری می شود چون رودخانه ای با شیب نرم

 



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : یکشنبه 1387/08/26

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛

اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم که از همه تهوع آورتر بود اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !...

چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم .



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 1387/08/23

من در گذشته خیلی از وقتمو صرف کسانی کردم که دوستشون داشتم و خواستم

 به همه ی اونا ثابت کنم که توانایی های خیلی زیادی دارند

 اما همه ی اونا وقتی با تشویق ها و حمایت های من به جایی رسیدند ،

 گذشته رو فراموش کردند و احساس کردند کسی شایسته تر از من در انتظارشونه!

 و رابطه به پایان خودش میرسید و فقط این من بودم که احساس خستگی می کردم.

 



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/07/26
  آمده ام تا کلمه ای بگویم و آن را خواهم گفت

و اگر پیش از آن که بگویم مرگ مرا باز گیرد فردا خواهم گفت

کلمه ای که امروز من با زبانی یگانه می گویم

آینده با زبانهای بی شمار خواهد گفت .

 



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/07/05
هر هست تقصیر توست

و هرچه نیست ٬ تقصیر من ...



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/06/29

پدر بزرگ، درباره چه می‌نویسید؟

-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می‌نویسم، مدادی است که با آن می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
-اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده‌ام!
پدربزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می‌رسی.

صفت اول : می‌توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می‌کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده‌اش حرکت دهد.

 صفت دوم : باید گاهی از آنچه می‌نویسی دست بکشی و از مدادتراش استفاده کنی. این باعث می‌شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می‌شود (و اثری که از خود به جا می‌گذارد ظریف‌تر و باریک‌تر) پس بدان که باید رنج‌هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می‌‌شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک‌کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

 صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می‌گذارد. پس بدان هر کار در زندگی‌ات می‌کنی، ردی به جا می‌گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می‌کنی، هشیار باشی وبدانی چه می‌کنی..

 



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/06/15
چه شورها ، چه شعرها ، چه حرفها ، چه قصه ها
برای گوشهای تو  ، درون دل سپرده ام
و رشک می برد دلم

به آن دو گوشواره ات
که بیخیال و بوالهوس
نشسته در دو دیده ام ...

 

 



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : سه شنبه 1387/06/05

انتظار می کشم که اتفاق خوب بیفتد

وقتی افتاد

برش میدارم و با تمام وجود گازش می زنم .



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/05/25

  اگر توانستی آسمان شوی

قول می دهم پرنده ات باشم ...




ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : یکشنبه 1387/04/09
 آسمون ابری مثل رختخواب بچه هاست ،
تا روش دست نکشی  معلوم نمیشه خیسه یا خشک ...!



ارسال توسط ایمان طوسی
بازدید : مرتبه
تاريخ : جمعه 1387/03/24
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

شاید که خدا خواست که  دلتنگ بمیریم



ارسال توسط ایمان طوسی

آرشیو مطالب